الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
62
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
6 . واجب نفسى و اطلاق صيغه واجب نفسى ، واجبى است كه وجوب آن به خاطر واجب ديگرى نيست ، بر خلاف واجب غيرى . هرگاه شك شود در اينكه واجبى نفسى است يا غيرى ، مقتضاى اطلاق تعلق امر به آن ، اين است كه واجب نفسى باشد . 7 . فور و تراخى واجب فورى واجبى است كه تأخير آن از نخستين زمانهاى امكان وقوع آن جايز نباشد ، در برابر واجب غير فورى . بنا بر قول صحيح ، امر به فعل ، نه براى فور وضع شده و نه براى تراخى . ازاينرو تعيين يكى از آن دو به كمك قرائن خارجى صورت مىگيرد . اگر چنين قرينهاى نباشد ، مقتضاى اصل اطلاق ، جواز انجام مأمور به ، به صورت فورى و يا با تراخى است . لا دلالة لصيغة الامر - لا بهيئتها و لا بمادتها - على الفور أو التراخى ؛ بل لا بد من دال آخر على شىء منهما ، فان تجردت عن الدال الآخر فان ذلك يقتضى جواز الإتيان بالمأمور به على الفور أو التراخى . برخى گفتهاند : دلايل خارجى دلالت دارند بر آنكه همهء واجبات به طور عموم بايد به صورت فورى انجام شوند ، مگر مواردى كه دليل خاص بر فورى نبودن آنها وجود دارد . اين دلايل عبارتند از : يكم . آيهء شريفهء « وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛ به سوى نيل به آمرزش از پروردگار خود بشتابيد . « 1 » »
--> ( 1 ) - آل عمران / 133 .